السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

241

تفسير الميزان ( فارسي )

و زمين است ( كه از آن جمله خود شمائيد ) ملك خدا است و علم و حكمت وصف خدا است ( 170 ) . هان اى اهل كتاب در دين خود غلو مكنيد و پيامبرتان را پسر خدا و خود را دوستان خدا مخوانيد و عليه خدا جز حق سخن مگوييد ، همانا مسيح عيسى بن مريم فرستاده خدا بود ، فرمان ايجادى از او بود كه متوجه مريمش كرد ( و وى را در رحم مريم ايجاد نمود ) و روحى بود از خدا ، پس به خدا و فرستادگان او ايمان آوريد و زنهار كه سخن از سه خدايى به زبان آريد ، كه اگر از اين اعتقاد باطل دست برداريد ، برايتان خير است ، چون اللَّه معبودى يكتا است ، منزه است از اينكه فرزندى داشته باشد ، آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ( كه مريم و مسيح هم از آنهايند ) ملك خدا است و براى داشتن تكيه گاه ، خدا بس است ( 171 ) . خود مسيح از اينكه بنده اى براى خدا باشد هرگز استنكاف نداشت ، ملائكه مقرب نيز ابا ندارند . و هر كس از بندگى او استنكاف بورزد و خود را بزرگتر از آن بداند ، كه بنده خدا باشد ( چه بخواهد و چه نخواهد ) خدا به زودى او و همه خلائق را نزد خود محشور مىكند ( 172 ) . اما كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح كردند ، پاداشهايشان را بطور كامل مىدهد و از فضل و كرم خود بيشتر هم مىدهد و اما آنهايى كه استنكاف و استكبار ورزيدند به عذابى دردناك شكنجه مىدهد و آنها غير از خدا يار و ياورى براى خود نخواهند يافت ( 173 ) . هان اى مردم آگاه باشيد كه از ناحيه پروردگارتان برايتان برهانى ( و دينى مبرهن و مستدل ) آمد و ما نورى آشكار به شما نازل كرديم ( 174 ) . پس كسانى كه به خدا ايمان آورده و به كمك او خود را از آلودگىها حفظ كردند ، خدا به زودى در رحمت ناگفتنى خود داخلشان مىسازد و به سوى خود ( كه راه مستقيم هم همان راهى است كه به او منتهى شود ) هدايت مىكند ( 175 ) . بيان آيات بعد از آنكه از پيشنهاد اهل كتاب و درخواستشان مبنى بر اينكه رسول خدا ( ص ) كتابى از آسمان بر ايشان نازل كند پاسخشان داد و بيان كرد كه رسول او هر چه آورده به حق آورده و از ناحيه پروردگارش آورده و كتابى كه از ناحيه پروردگارش آورده ، حجتى است قاطع كه هيچ شكى و ترديدى در آن نيست ، اينك در اين آيات نتيجه گيرى كرده كه پس قرآن حق دارد تمامى بشر را دعوت كند به سوى رسول اسلام و كتاب او . چون قبلا هم در ضمن بياناتى كه كرده اين معنا را روشن كرده بود كه تمامى رسولان و انبياى خدا ( و از آن جمله نام عيسى را برد ) سنتى واحد داشتند ، سنتى كه اجزاء و اطرافش شبيه به هم است و آن عبارت است از سنت وحى از ناحيه خدا و از همين بيان نتيجه گرفته است صحت دعوت نصارا ( كه اهل كتاب و وحىاند ) را به اينكه در دين خود غلو نكنند و به ساير